الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

98

الغدير ( فارسى )

خاستند . فرياد شيون و زارى بلند شد ، جامه‌ها بر تن دريدند ، سيلىها به صورت زدند و چندان گريه و ناله كردند كه از تاب و توان رفته به خاك افتادند . ابو العباس ضبى بر جنازهء او نماز خواند . فخر الدوله پيشاپيش جنازه حركت مىكرد و چند روز براى عزا در خانه نشست . بعد از نماز جنازه را در خانه‌اى به رسم امانت نگاه داشتند تا هنگامى كه به اصفهان بردند و در قبه‌اى به نام دريه « 1 » دفن شد . ابن خلكان مىنويسد : اين قبه تا اين زمان آباد مانده و دخترزادگانش به تعمير و گچ‌كارى آن اقدام نموده‌اند . سيد در روضات الجنات اضافه كرده ، گويد : اكنون هم آباد و معمور است ، چندى پيش دچار شكست و انهدامى گشته بود كه پيشواى بزرگ ، علامهء سترگ محمد ابراهيم كرباسى به تجديد عمارت آن فرمان داد و با وجود ناتوانى ، دو ماه يك بار و گاه ماهى و چه بسا هفته‌اى يك بار ، زيارت آن قبه را ترك نمىفرمايد . در اين اوقات به نام باب طوقچى و گاه ميدان كهنه خوانده مىشود و مردم با زيارت مرقدش بركت مىجويند و در كنار آن قبه حاجات خود را از خداوند تعالى مسئلت مىدارند . ثعالبى در يتيمه مىنويسد : موقعى كه ستاره‌شناسان ، با اشاره و كنايه از مرگ او خبر دادند ، صاحب در قطعه‌اى چنين سرود : - اى خالق ارواح و اجسام و اى آفرينندهء اختران و آثار ! - اى پديد آرندهء روشنى و سياهى ! نه چشم اميد به مشترى دارم . - و نه از مريخ بيمناكم ، چرا كه ستارگان در واقع نشانه‌هايند . - سرنوشت در دست خداى داناست . بار پروردگارا از درد و بلا محفوظم دار . - و از حوادث روزگار در امانم نگهدار و از رسوايى گناه نگهبانم باش . - دوستى برگزيده‌ات محمد مصطفى و همتايش على مرتضى و خاندان گرامىاش را به من عطا فرما . در مرگ صاحب قصايد فراوانى سروده شده كه از جملهء آنهاست قصيدهء ابو منصور

--> ( 1 ) . به فتح دال و كسر راء بر وزن ضريح . در اعيان الشيعة چنين ضبط شده ، ولى در يتيمه و جز آن با ذال نقطه‌دار آمده است ، چنان كه در شعر ابو منصور لجيمى خواهد آمد .